قارچ های پست یا میکسومیست ها

در قارچهای پست، ریسه‌ ها یا هیفها فاقد دیواره عرضی و تک سلولی می باشند. اندام این قارچ ها از یک توده پروتوپلاسم تشکیل شده است که آن را Plasmod می نامند. درون پروتوپلاسم قارچها سیتوپلاسم همراه با هسته پر شده است، سیتوپلاسم در سلولهای جوان حالتی یکنواخت و متجانس داشته، با نسبت به افزوده شدن سن سلول در آن واکوئل ها ظاهر می شوند. در سیتوپلاسم قارچها مانند سیتوپلاسم سلولهای سایر گیاهان، میتوکندری های فراوان دیده می شود. قارچها بر خلاف باکتری ها و جلبک های سبز-آبی دارای هسته های مشخص با غشاء، هستک ها و شبکه ی کروماتین کامل اند.

میکسومیستها، که به آن کپک های لجن پلاسمودیال نیز گفته می شود از غنی ترین گونه های موجود در Amoebozoa هستند که تقریباً شامل ۴۵۰ گونه می باشند. در قارچ های پست اسپورها در داخل محفظه ‌ای به نام اسپورانژ تشکیل می‌شوند، اما هنگام رشد اسپور تشکیل هیف نمی‌ دهند.

قارچ های رده میکومیست ها

۱) کپک های لزج

این قارچ را در نقاط سایه و مرطوب جنگلها، چوبهای پوسیده، برگهای فاسد شده و بقایای مواد آلی که رطوبت کافی دارند و نیز در بعضی از گونه های گیاهان زینتی، چمن های سبز، توت فرنگی و سبزیجات می توان یافت کرد. متداول ترین کپکهای لزج  متعلق به جنس های Mucilago، Fuligo، Physarum می باشد.

اندام رویشی این قارچ از توده سیتوپلاسمی حاوی تعداد زیادی هسته، که به طور پراکنده در داخل آن قرار دارند، تشکیل شده است. این ارگانیسم ها فاقد غشاء سلولی هستند. اندام زایشی آنها همان اسپورها هستند که در داخل دستگاه زایشی به نام اسپورانژیوم به وجود می آیند.

عوامل گسترش کپک های لزج

دو عامل اصلی در گسترش این قارچ رطوبت و حرارت می باشد به گونه ای که در برخی مناطق پوششی لزج به رنگ سفیدکرمی یا بیرنگ تمام بخش ها هوایی گیاهان حتی اطراف خاک را نیز می پوشاند که پس از تولید اندام های باروری به صورت خاکستری تیره در می آیند.

چرخه زندگی کپک های لزج

کپکهای لزج جزء اعضای ساپروفیتی میکسومیستها به شمار می روند. عمدتاً پلاسمودیم در لایه سطحی خاک و در پوششهای گیاهی پوسیده به سر می برند و غذای خود را از طریق مواد آلی در حال پوسیدن و میکروارگانیسم ها تامین می نمایند. زمانیکه هوا نسبتاً گرم و بارانی و مرطوب باشد به سطح خاک می آیند و بر روی اندام های گیاهی شبیه آمیب ها حرکت می کنند و اندام های باروری پوسته پوسته ای به وجود می آورند.

کنترل و مدیریت کپک های لزج

کپک های لزج باعث ایجاد بیماری نمی شوند و مبارزه با آن ضروری نیست با این حال به منظور جلوگیری از نمای بدی که ایجاد می نماید می توان از قارچ های زیر استفاده نمود.

۲) پلاسمودیوفورمیستها (Plasmodiophormycetes)

رایج ترین بیماری در این گروه بیماری Plasmodiophora brassica  یا ریشه گرزی خاجیان نام دارد. 

Plasmodiophora brassicae یک پاتوژن آلوده کننده ریشه است که باعث ایجاد بیماری در گیاهان خانواده شب بو(خاجیان)، گل کلم، کلم برگی، کلم پیچ، شلغم و خردل در سراسر دنیا می گردد. ارگانیسم آن خاکی است و دارای اسپورهای استراحت طولانی مدت می باشد که می توانند بیش از ۱۵ سال در خاک زنده بمانند. از این رو زمانیکه در مزارع آلوده واریته های حساس گونه های کلروسیفر کشت شود خسارت زیادی ایجاد می نماید.

علائم بیماری ریشه گرزی خاجیان

علائم بیماری در سطح گیاه به صورت برگ های زرد یا سبز کمرنگ نمایان می شود. گیاه در اواسط روز و زمانی که هوا گرم می باشد پلاسیده و آویزان می گردد اما زمانی که شب فرا می رسد و شرایط رطوبت فراهم می آید بهبود یافته و مجدداً به حالت اولیه خود بر می گردد. گیاهانی که مسن تر می باشند نسبت به گیاهان جوان تر مقاومت بالاتری به بیماری از خود نشان می دهند اگرچه این گیاهان در اثر بیماری از بین نمی روند ولی محصولی را هم تولید نخواهند کرد. علائم اصلی ریشه گرزی شامل بزرگ شدن، تغییر شکل یافتن و چماقی شدن ریشه های گیاه و توقف رشد آن می گردد. در نهایت ریشه های متورم گیاه، سیاه میشوند و بوی بدی از آنها ساتع می گردد. در برخی موارد ممکن است بیماری باعث پژمردگی، زرد یا بنفش شدن برگهای گیاه شود اما همیشه بیماری ریشه چماقی را نمیتوان در بخش قابل مشاهده گیاه که روی زمین قرار دارد مشاهده کرد.

عامل بیماری ریشه گرزی خاجیان

عامل بیماری در ریشه گرزی خاجیان یک نوع کف لعابی (Slime Mold) می باشد که از یک پلاسمودیم تشکیل شده است و تنها می تواند در درون حفره های سلولی بدن میزبان رشد کرده و اسپور تولید نماید. قطر این اسپورها حدود ۴ میکرون بوده که پس از جوانه زدن زئوسپور، دو تاژکی ایجاد می کنند که وقتی در تماس با ریشه های موئین گیاه قرار می گیرند مانند آمیب ها به حرکت در آمده و به سلول های میزبان وارد می شوند و به یک توده پروتوپلاسمی با تعداد زیادی هسته تبدیل می گردند. این اسپورها از طریق منافذی که در دیواره های سلولی میزبان ایجاد کرده اند خارج می گردند. برخی از آنها زیگوتهای دیکاریوتی ایجاد می کنند که توانایی ایجاد آلودگی های جدید و تولید پلاسمودیم هایی که حاوی تعداد زیادی هسته های دیکاریوتی هستند را دارند و در نهایت به اسپورهای استراحتی تبدیل شده و در خاک رها می شوند.

چرخه زندگی ریشه گرزی خاجیان

گیاهانی که مسن تر می باشند به دلیل حمله باکتریها و سایر میکروارگانیسم ها در خاک تجزیه می گردند و بصورت اسپور در بقایای گیاهان آلوده زمستان گذرانی می کنند. زمانیکه شرایط مساعد و رطوبت زیاد باشد، اسپورهای استراحتی تولید زئوسپر می نمایند که باعث آلوده شدن ریشه موئین و تولید پلاسمودیم می گردد. پلاسمودیم ایجاد شده به زئواسپرانژیم هایی تبدیل می گردد که سبب ایجاد زئوسپور ثانوی می شود.

پلاسمودیمی که از جوانه زدن یک زئوسپور ثانوی ایجاد می شود قادر است تا به طور مستقیم به درون بافت های جوان ریشه نفوذ کرده و از آنجا به سلول های پوستی و کامبیوم وارد شود و از این طریق باعث آلوده شدن گیاه گردد.

کنترل و مدیریت ریشه گرزی خاجیان

۱) ریشه گرزی را به سختی میتوان کنترل کرد و بهترین راه کنترل آن، تناوب کشت است. به این معنی که در یک زمین، گیاهان خانواده خاجیان را هر سه تا چهار سال یک بار کشت کنید.

۲) بیماری ریشه گرزی در خاک های قلیایی رشد و گسترش کمتری دارد. از این رو کشت در خاک هایی که دارای زهکش و PH حدود ۷٫۲-۷٫۳ می باشند می تواند در جلوگیری و کنترل این بیماری بسیار موثر باشد. جهت افزایش PH خاک می توان از کلسیت آهک و یا دولومیت در صورت کم بودن عنصر منزیم در خاک استفاده نمود. (در صورت امکان حداقل شش هفته پیش از زمان کاشت به خاک آهک اضافه کنید. مراقب باشید بیش از حد خاک را قلیایی نکنید چون خاک قلیایی ممکن است بر رشد گیاهان غیر کلم تاثیر منفی بگذارد.)

۳) جهت پیشگیری از انتقال هاگها به نواحی غیر قارچی، حتما دستگاهها و ابزارهایتان را پس از کار در خاک آلوده، تمیز و ضد عفونی کنید.

۴) ضد عفونی بستر خاک با قارچ هایی نظیر متیل بروماید (برموردومتیل CH3Br)، کلروپیکرین یا وُرلکس دو هفته قبل از کاشت و ضدعفونی نشاها با محلول (PCNB) پنتاکلرونیتروبنزن می تواند در کنترل این بیماری موثر باشد.

۵) کشت ارقام مقاوم به بیماری ریشه گرزی (البته ارقام ترب و شلغم نسبتاً مقاوم می باشند امام بعد از چند سال باعث ایجاد گونه های جدید بیماری زا می گردند.)

۳) بیماری اسکاب یا جرب پودری در سیب زمینی 

اسکاب (جرب) معمولی سیب زمینی از جمله بیماری های گیاهی محسوب می شود این بیماری گیاهی دارای اسامی مختلفی از جمله اسکب معمولی، جرب سیب زمینی، اسکب پنهان، اسکب چاله دار و اسکب خرمایی می باشد.

میزبان آن علاوه بر سیب زمینی گیاهانی مانند چغندر، تربچه، زردک، ترب، شلغم، هویج، بادمجان، پیاز، اسفناج، ریشه گندم و دیگر غلات می باشد. این بیماری اغب در خاک های اسیدی، شنی و سبک با PH بالاتر از ۵٫۲ بویژه در نواحی خشک رشد و گسترش می یابد.

علائم بیماری اسکاب سیب زمینی

یکی از شاخصه های بیماری اسکاب سیب زمینی، پوسیدگی و ترک خوردگی غده های سیب زمینی می باشد. در ابتدا لکه‌ های کوچک، قهوه‌ ای و اندکی برجسته سطح غده ها را می پوشاند(بویژه در سیب های گرد و سفید رنگ) به مرور این لکه ها گسترش یافته و به هم پیوسته و چوب پنبه ای می شوند. زخم‌ها به زیر سطح غده نیز نفوذ کرده و هنگامی که بافت چوب پنبه ‌ای برداشته می‌شود، برآمدگی ‌هایی به عمق ۱ تا ۵ میلیمتر در غده دیده می‌شود.  علاوه بر این حشرات خاکزی در گسترش و بزرگ شدن زخم ها می توانند نقش داشته باشند. غده های جوان سیب زمینی نسبت به غده های مسن تر بیشتر به بیماری اسکاب دچار می شوند.

قبل بعد

خسارات و آسیب ناشی از بیماری اسکاب سیب زمینی به سه شکل چوب پنبه ای شامل سطحی، برجسته، حفره ای یا عمیق مشخص می گردد. در اثر تشکيل بافت چوب پنبه ای در سطح سیب زمینی ناحیه ای قهوه ای رنگ در آن ایجاد می شود که به نام رُزت شناخته می شود. این بیماری با ایجاد زخم های سطحی برروی غده ها و ریشه ها تنها از ارزش محصول می کاهد و در کاهش میزان محصول نقشی ندارد.

عامل بیماری اسکاب سیب زمینی 

عامل اصلی در بیماری اسکاب سیب زمینی قارچ Spongspora subterranea می باشد. این قارچ علاوه بر سیب زمینی به سایر گیاهان ذکر شده نیز آسیب می زند و می تواند موجب مرگ گیاهچه نیز گردد.

چرخه زندگی بیماری اسکاب سیب زمینی

عامل بیماری در خاک‌ های آلوده به مدت طولانی باقی می ‌ماند و از طریق غده‌ های آلوده از یک منطقه به منطقه ‌ای دیگر گسترش می یابد یا از طریق عواملی مانند خاک آلوده، باد، آب آبیاری یا وسایل مکانیکی منتقل می‌شود. همچنین ممکن است از سیستم گوارشی جانوران عبور نموده و همراه با فضولات کودی آنها پراکنده شود.

کنترل و مدیریت اسکاب سیب زمینی

۱) از مصرف کودهای تازه حیوانی، خاکستر چوب یا آهک زیاد باید خودداری شود.

۲) از غده‌های عاری از جرب باید در خاک‌ های غیر آلوده برای کشت استفاده نمود.

۳) بیماری اسکاب سیب زمینی را اغلب با نگاه داشتن PH خاک بین ۳٫۵ تا ۵ می‌توان کنترل نمود. درصورتی که خاک خیلی اسیدی باشد، باید از تناوب در کشت استفاده نمود. جهت افزایش PH خاک می توان از سنگ آهک دولومیتی استفاده کرد.

۴) استفاده از ارقام حبوبات و یونجه در تناوب زراعی سبب کاهش بیماری اسکاب در محصولات می گردد.

۵)تا حد امکان رطوبت خاک را پایین نگه دارید این کار در جلوگیری از بیماری اسکاب می تواند موثر باشد.

۶) یکی دیگر از راه های کنترل بیماری ضدعفونی بذرها با پنتا کلرو نیترو بنزن (PCNB) یا ترکیب مانب می باشد.

۷) استفاده از ترکیبات گوگرددار در خاک نیز سبب کاسته شدن میزان وقوع و شدت بیماری می‌شود.

 

محصولات مرتبط با مقاله
user2
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، استفاده از سرویس reCAPTCHA گوگل مورد نیاز است که موضوع گوگل است Privacy Policy and Terms of Use.

من با این شرایط موافق هستم .